ورودمدینه - زبانحال زینب(س) درقبرستان بقیع بامادر

(سبک : گلپونه های وحشی ....)

من آمدم از دشت غمها

من آمدم بی یار و تنها ، بی برادر

من آمدم بی نور عینت

در کربلا مانده حسینت ، جانِ مادر

من مانده ام تنهای تنها

از جفای فرقه ی رذل

در غربت شهر مدینه

بی حسینم بی ابوالفضل (2)

من مانده ام تنهای تنها

من مانده ام تنها میان سیل غمها سیل غمها

*****

روزی که رفتم از مدینه

عباس علمدار حرم شد ، جانِ مادر

اکبر مرا منزل به منزل

تا کربلا یار و خدم شد ، جانِ مادر

حالا منم تنهای تنها

در شب تار مدینه

آری ، در این آشفته دریا

همدمم امّ البنینه (2)

من مانده ام تنهای تنها

من مانده ام تنها میان سیل غمها سیل غمها

****

غوغای دشت نینوا را

دیدم خودم با چشم زارم ،جانِ مادر

سرها به روی نیزه ها رفت

ز آن دم همیشه داغدارم ، جانِ مادر

زد حرمله تیر سه پر را

بر گلوی شیر خواره

از آسمانِ عشق زینب

گشته خاموش آن ستاره (2)

من مانده ام تنهای تنها

من مانده ام تنها میان سیل غمها سیل غمها

*****

بس گفته ها دارم برایت

از آن مناجات حزینِ نور عینت

از خنجر شمر لعین و

از حنجرِ غلطانِ درخونِ حسینت

از آن که زیر سُّمِ اسبان

شد لگد آن ، جسم عورش

از آن سری که بسترش شد

منزل خولی تنورش (2)

من مانده ام تنهای تنها

من مانده ام تنها میان سیل غمها سیل غمها

*****

محمدعلی مصیبی تبریزی


برچسب‌ها: محمدعلی مصیبی تبریزی
+ نوشته شده در  جمعه ۲۴ اسفند ۱۴۰۳ساعت   توسط حاج محمد محمد قاسمی  |